اعتراف می کنم مدتهاست می خوام بنویسم ولی نمی دونم چی!!!هرچی فکر می کنم هضمش برام سخته که از 22 خرداد فقط حدود یک ماه گذشته،رویدادها اونقدر فشرده و عظیم بود که هر روزش به اندازه یک سال کشدار و البته بعضا" ارزشمند بود.گاهی با خودم فکر می کنم همه چی تموم شده و حالا مثل 4 سال گذشته باید احمدی نژاد را تحمل کنیم ولی واقعیت اینه که خیلی چیزها دیگه مثل 4 سال قبل نیست.من هیچ وقت از سفر احمدی نژاد به مشهد خوشحال نبودم ولی حالا که رئیس جمهور منتخب اقلیت قراره فردا بیاد مشهد حس می کنم باید این ناخرسندی من را به چشم ببینه و این یعنی ما مثل 4 سال قبل نیستیم و وضعیت هم مثل 4 سال قبل نیست!ما هستیم و بسیار هم هستیم و علیرغم 4 سال گذشته حالا همه جا هستیم و دیده هم می شویم و اگر مقاوم و متداوم باشیم کمرشکنیم!بعد از سال 76 مدتها از اتحاد مردم بر سر هدف مشترکشون ناامید بودم تا دوباره در جریان زلزله بم همبستگی مردم را به چشم دیدم و بعد در جریان انتخابات اخیر که خوشبختانه این بار این همبستگی تا الان ادامه پیدا کرده حتی در شهرهایی مثل مشهد که مردم بعد از انتخابات در خانه ماندند! این جریان هنوز زنده است.امیدوارم به زودی با یک سازماندهی اساسی این جریان کانالیزه و همچنان مانا بماند.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|