تبليغاتX
اسرار نهان
 
 

مشغول در آوردن مشخصات دخترانی که در زمستان 86 ازدواج کردند ،بودم که دود از کله ام بلند شد.آماری که در زیر می بینید مربوط به یکی از شهرستانهای تقریبا" بزرگ استان خراسان رضوی است و قابل تعمیم به کل سال و کل ازدواجهای این شهرستانه(البته مجموع جمعیت شهری و روستایی این شهرستان)

سن دختران در زمان ازدواج:

     زیر 15سال(10 تا پایان 15 سالگی):5/18%

     16 تا20سال:54%

(تا اینجا یعنی:72%دختران تا قبل از پایان 20 سالگی ازدواج کردند)

    21  تا 25سال:5/22%

     26 تا 30سال:5/4%

     31 تا 35سال:2/0%

     بالای 36سال:0

سطح تحصیلات دختران در زمان ازدواج:

بیسواد:3%

ابتدایی:7/32%

راهنمایی:1/25%

دبیرستان:8/11%

دیپلم:8/16

بالاتر از دیپلم:3/10%

گاهی اوقات وقتی دخترای 13،12،11ساله را می بینم که سر کلاس مشاوره قبل از ازدواج معذبند کاملا" احساس می کنم که هم از لحاظ حقوقی و هم از لحاظ جنسی داره بهشون تجاوز می شه و یا دختر 28 ساله ای که چون ترشیده محسوب میشه ،مجبوره با مرد 50 ساله ای که چند تا عروس و داماد داره ،ازدواج کنه ولی کاملا" از اون پیرمرد می ترسه.با اینکه ظاهرا" خیلی چیزها عوض شده ولی هنوز وضعیت واقعی زنان در ایران اینه!

پ.ن.: رئيس سازمان ثبت احوال کل کشور اعلام کرد: از کل ازدواج های ثبت شده در کشور بيشترين رقم مربوط به گروه سنی ۱۵ تا ۱۹ سال برای دختران و ۲۰ تا ۲۴ سال برای پسران بوده است.(متن کامل خبر)

  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 23:6  توسط  آشنا  | 

سال 86 برای من سال بی تفاوت شدن به مجموعه مرجع و مجموعه های دیگه و معطوف شدن به یه مجموعه خیلی کوچیک بود. بهتر بگم سال کوچیک شدن بود. سال آدم بزرگتر شدن.با خودم لج کردم و تصمیم داشتم هیچ برنامه ریزی برای سال جدید نداشته باشم ولی دوام نیاوردم و هفتمین روز سال 87 بغض بی تفاوتیم ترکید.امروز اولین روز تنهایی من در سال جدید بود و البته قرار نبود تنها باشم ولی برخلاف میلم شد و حالا فکر میکنم که خوب شد!روز عجیبی بود.امروز که اولین روز کاریم بود، سر کلاس مشاوره چند بار حرفهام یادم رفت و یک احساس ناشناختگی ِ از خود را تجربه کردم،بعد متوجه شدم در این چند روز تعطیلات برخلاف تلاش برای تقویت شدن و استراحت، یک و نیم کیلو وزن کم کردم و این یعنی روزهای خوبی را نگذروندم!،بعد...،عصر رفتم پارک ،با هم کتاب خوندیم، اون قدم زد من نوشتم ،اون رفت و من موندم و بعد من هم رفتم (بقیه اش را نوشته بودم ولی فکر کردم نیازی نیست و حذفش کردم) و خلاصه اینکه امروز کمی فکر کردم و خلاصه تر اینکه شاید بشه از سال 87 یه سال خوب ساخت.همین.

پ.ن:امیدوارم سال شاد و پربار و رضایت بخشی واسه خودتون بسازین و البته ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم خیلی کمکتون کنن.

پ.ن:امروز هر لحظه صدای لبریز ازشادی ِ یه عزیز، تو گوشم زنده میشه ،سرشار از انرژی میشم.شادیت مستدام عزیزم.

راستی،سال نوتون پر از برکت باشه

 

  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 22:52  توسط  آشنا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM