به طور معمول مردم مشهد محافظه کار تر از این هستند که بی محابا در تاکسی و جلوی آدمهایی که نمی شناسند ،هر چه دلخوری از دولت و حکومت دارن بیان کنند ولی اخیرا" چند بار شاهد این قضیه بودم و جالب اینکه در دو مورد مشابه بعد از تشریح وضع اقتصاد بی در و پیکر کشور مثالی از دفاعیات "هویدا" یکی از نخست وزیران ایران قبل از انقلاب که 13 سال در این سمت باقی ماند ،می زدند:"هویدا در دفاع از عملکرد خودش خودکار بیکی از جیبش در می آورد و می گوید 13 ساله قیمت این کالا ثابت مانده(فکر میکنم 5 ریال بوده!)اگر شما می تونید مدت کوتاهی قیمت ها را ثابت نگهدارید من هیچ ادعایی ندارم"
کاری به خوب یا بد بودن هویدا ندارم و راستش انقدر مطلع نیستم که بتونم قضاوت کنم ولی دلم برای امثال خودم می سوزه که مجبوریم حسرت شرایط سی و چند ساله گذشته را بخوریم!
هر چی بخوام بگم شما خودتون بهتر می دونید کافیه قیمت خونه ای که توش زندگی میکنید را با 2 سال قبل مقایسه کنید ،دست کم یک برابر شده،یا گوشتی را که 10 سال پیش هاشمی رفسنجانی وعده می داد از 500 تومان عبور نمی کند،حالا از 6200تومان عبور می کند و ... و بازمجبوریم با خونسردی در برابر ادعای تک رقمی شدن نرخ بیکاری و کاهش نرخ تورم و یا عدم پذیرش کاهش محبوبیت احمدی نژاد! لبخند بزنیم و به امید"شاید که آینده از آن ما"بریم جلو.
می دونم که وبلاگم رو هواست و بهش نمی رسم ولی نظرات شما دوستان شرمنده ام می کنه.مطالب زیادی توی ذهنم بود که بنویسم: از شیرین کاریهای ! احمدی نژاد گرفته تا مشکل بی تفاوتی هم نسلهام در مورد مشکلات جامعه ،از تعداد زیاد معتادان که خیلی هاشون بیخ گوشمونند(دو تا از همکارام که ارتباط کاری نزدیکی باهاشون دارم ،معتادند!) تا درگیری های ذهنی و شخصیم و ... اما حس نوشتن ندارم.پستهای جدید بیشتر دوستام را خوندم ولی با کمال شرمندگی باز هم حس نوشتن نظر نبود.به هر حال اومدم بگم که هنوز هستم!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|