تبليغاتX
اسرار نهان
 
 
همانطور كه قبلا هم گفته بودم كارم را در يكي از شهرستانهاي استان خراسان شروع كردم و الان حدود يه هفته است كه اينجام و فقط آخر هفته ها ميام مشهد.با ۳ تا از هم رشته ايهام همخونه شدم كه تقريبا همكار هم هستيم.گاهي بعد از ظهرها چند تا از همكارهاي همسن و سال خودمون!!!هم ميآن خونه ما.صبح تا ظهر سركاريم و عصرها بچه ها دور هم جمع ميشن از حاشيه هاي محل كارشون براي هم تعريف ميكنن.يعني اينجا اگه بخواي در جهت جريان آب شنا كني تمام زندگيت ميشه كار و حاشيه هاي اون. 

روز شنبه ياد نگراني مصطفي افتادم كه مي گفت رفتن به شهرستان براي كار يعني آدم زندگي كنه كه كار كنه.اينجا خيلي از امكانات خونه نيست و شايد تا انسان امكانات در اختيارش باشه توجهي به بهره وري* و مصرف درست از آنها نداشته باشه.وقتي ميآيي كافي نت تازه ميفهمي خونه كه هستي اگه ۴ ساعت به اينترنت وصلي استفاده خاصي ازش نكردي يا قدر فضاي كتابخونه خونتون را ندونستي يا پنجره اتاقت يا امكانات شهرت(هر چند كه زياد نيست).

اينها را گفتم چون شايد شما هيچ وقت از امكاناتي كه الان داريد دور نشيد كه به فكر استفاده بهتر از اونها بيفتيد.اينجا بيشتر ازهمه من الان نگران عدم بهره وري از روزهايي كه دارم،هستم و دلم نمي خواد تمام زندگيم كار كردن و خوردن و خوابيدن وگپ زدن باشه براي همين تصميم گرفتم از همين الان شروع كنم به خوندن براي امتحان ارشد سال ديگه.خواهشا" شما هم فكر كنيد ببينيد چهچ يزهايي هست كه ميتونيد ازش بهتر استفاده كنيد.

*اول خرداد روز بهره وري و مصرف بهينه است.

  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 20:0  توسط  آشنا  | 
فردا روز بزرگداشت فردوسی است.این روزها برداشتهای عجیبی از اشعار این شاعر بزرگ و ایران دوست می شه ولی من مطمئنم انسانی که اونقدر لطافت روان داشته باشه که بتونه چنین شعرهایی بسراید هرگز جنگ طلبی به ذهنش خطور نمیکنه و این اجحاف بزرگیه که افکار احمقانه جنگ طلبانه خودمون را به چنین انسانی نسبت بدیم!

احتمالا دوستانم در این مورد مطالبی مینویسندحتما بخونید من چون از کافی نت آپ میکنم بیش از این چیزی نمی نویسم! ولی مطالب دوستان را  از دست ندید!!!

مرضیه(بدون سانسور)،مصطفی(خروس قندی)، مریم(باران)،محمود(سیب)،زهرا(اندیشه کن)،مجید(اتاق روشن)،راعی فرد(مهر ایران)

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 21:5  توسط  آشنا  | 

 

۱-اواخر پاییز 85 بخشنامه ای از وزارت کار به کلیه دستگاههای دولتی ابلاغ شد که طی آن قرارشد لیست تمام کارکنان شرکتی (قراردادی)شاغل در ادارات و دستگاه های دولتی که از آبان 84 تا آذر 85 بدون وقفه مشغول کار بوده اند به استانداری های استانهای مختلف فرستاده شود تا اقدامات لازم جهت استخدام  آنان انجام شود.بماند  که چه نگرانی و افسوسی برای تعدادی از این کارکنان که حقشان ضایع شده بود و به دلایل واهی و حتی بدون دلیل چند ماه  قرارداد کاری نداشتند یا بیمه نشده بودند و ...به وجود آمد (مشکلات نیروهای قراردادی را احتمالا" بهتر از من میدونید!)این بحث ادامه داشت و این توقع برای تعداد نا معلوم اما زیادی، ایجاد شد که به زودی طبق این بخشنامه استخدام می شوند  و حتی گفته شده بود از فروردین 86 پایه حقوق آنان افزایش می یابد و به عنوان نیروهای استخدامی شبه پیمانی ادامه کار میدهند.اما چند روز قبل شنیدم که حدود200 نفراز کارکنان قراردادی که در واحدهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی مشهد کار می کنند در اعتراض به محقق نشدن این وعده در مقابل ساختمان مرکزی اداری دانشگاه تجمع کرده و خواستار اعمال وعده های داده شده، هستند.

مسئله مهم اینجاست که این بخشنامه هم جزء تصمیمات خلق الساعه و کارشناسی نشده ای است که صرفا" برای کمی خود شیرینی دولتیان ! تمام برنامه های بلند مدت قبلی را فلج نموده است. سالهاست که با کلی مشکلات سعی شده تا حد امکان حجم دولت کمتر شود و به قول امروزی ها!!! اصل 44 قانون اساسی (خصوصی سازی)اجرا شود. کاملا مشخص بود که کارکنان قراردادی و شرکتی از امنیت شغلی و دریافت حقوق کافی و ... محروم بودند ولی نوابغ روزگار به جای بدست آوردن راه حلی برای کم کردن مشکلات این قشر صورت مسئله(خصوصی سازی) را پاک کردند و اعلام کردند همه آنان به استخدام دولت درخواهند آمد.این ادعا 2 مشکل اساسی دارد اول: دولت مگر ظرفیت این تعداد استخدام جدید را دارد و اگر هم دارد(به برکت پول نفت که خدا زوال نیاورد!)پس اصل 44 قانون اساسی کیلویی چند؟؟؟ و دوم:اگر صرفا یک ادعا و شعار تو خالی بوده امروز با این حجم بالای توقع برای استخدام که این مورد را حق خود میدانند چه باید کرد؟؟؟

2-یکی از تصمیمات احتمالا" خلق الساعه که البته تصمیم بهداشتی و خوبیه ولی بدون اندکی فکر که اجرایی هست یا نه ، اعلام شده اینه که از این به بعد در ادارات به جای قند قراره کشمش در قندونها باشه و بساط قند برچیده بشه که باز هم تاکید می کنم خیلی ایده خوبیه ولی شما فکر کنید مگر در ایران چقدر کشمش تولید میشه؟آیا اونقدر هست که علاوه بر مصرف معمول مردم کفاف کارمندان معتاد به چای دولت ! را بده یا اینکه باید برای اجرای این طرح مقداری از پول نفت  صرف وارد کردن کشمش برای چای کارمندان بشه؟؟؟

پ.ن.مبارزه با بد حجابی در مشهد جنجال آفرید

  نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:42  توسط  آشنا  | 

به مناسبت 3 می روز جهانی رسانه

به این فکر میکردم که نقش رسانه در تحولات ایران چیه؟متاسفانه میشه گفت نقش رسانه های نوشتاری (روزنامه،نشریه،کتاب و رسانه های الکترونیک و حتی وبلاگها)در جهت دادن افکار عمومی تقریبا قابل چشم پوشیه چون مردم عادی که درصد بالایی از جمعیت ایران را تشکیل میدن میانه ای با مطالعه ندارن اگر هم مطالعه ای داشته باشن در حد طالع بینی هفتگی و حوادث و صفحه ترحیم روزنامه ها و یا مجلات ورزشی و حاشیه های سینماو... است.در این میانه رسانه های دیداری و شنیداری نقش بیشتری را ایفا می کنند از جمله صدا و سیما جمهوری اسلامی که تنها شبکه های قانونی ایران محسوب میشن و صرفا به تبلیغ شاهکارهای دولت و دیگر مسئولان کنونی مشغولند و مخالفان و حتی منتقدان جدی، سهمی از آن ندارند مگر تخریب شدن و مورد تمسخر قرار گرفتن و...  البته خبری هم از شبکه های خصوصی نیست و آخرین تلاش که توسط مهدی کروبی برای راه اندازی شبکه خصوصی "صبا" شد ،ناکام موند. هر چند گسترش روزافزون استفاده از ماهواره  امکان استفاده از شبکه های سیاسی ماهواره را فراهم کرده اما متاسفانه دیده میشه این شبکه هادر مسائل مهم و کلیدی کشور  منفعلانه و بعضا" غیر عاقلانه و شعاری برخورد می کنن و راهنمای مناسبی برای افرادیکه به علت کمبود اطلاعات قدرت تحلیل موقعیت  را ندارن،نیستند.

در این وضعیت احتمالا" ایجاد یک شبکه خصوصی از داخل ایران که بیشتر به مسایل گوناگون فرهنگی بپردازه و نگاه واقع بینانه ای به مسائل سیاسی ایران داشته باشه ،کمک کننده است. نکته مهمتر تلاش برای کاهش بی تفاوتی مردم نسبت به آنچه بر سر این کشور میاد ،است که می تونه آنها را با رسانه های نوشتاری آزاد و بدون سانسور(از کجا بیاریم؟؟؟!) هم ، آشتی بده .بنابراین لازمه تا از هر موقعیتی برای آگاهی دادن حتی به صورت چهره به چهره و نامحسوس جهت کاهش این بی تفاوتی استفاده کنیم تا فقط عده ای محدود خواننده روزنامه ،نشریات الکترونیک و ... نباشند.

 

این دوستان هم در مورد رسانه مطالبی نوشتند:مصطفی(خروس قندی)،مرضیه(بدون سانسور)،مجید(اتاق روشن)ومحمود(سیب) و زهرا(اندیشه کن)

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:16  توسط  آشنا  | 

 زيستن

و ولايت ِ والای انسان بر خاک را   نماز بردن

زيستن
و معجزه کردن;

ورنه   ميلاد ِ تو جز خاطره‌ی دردی بيهوده چيست

هم از آن دست که مرگ‌ات،
هم از آن دست که عبور ِ قطار ِ عقيم ِ اَستران ِ تو
از فاصله‌ی کويری ميلاد و مرگ‌ات؟
مُعجزه کن مُعجزه کن

که مُعجزه   تنها    دست‌کار ِ توست

                                                (احمد شاملو)

معجزه کاریست که مکانیسمش را میدانیم و برای ما مفیده ولی هر کسی قادر به انجامش نیست و فرقش با سحر و شعبده اینکه درسحر ،کاری که مکانیسمش را نمیدانیم ،در تاریکی و مخفیانه انجام میشه و هیچ فایده ای هم برای آدمها و  زندگیشون نداره .(به نقل از علی طهماسبی)

  نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 2:50  توسط  آشنا  | 

این روزها به نظر میرسد اعتراض معلمان گستردگی بیشتری یافته و علاوه بر معلمان پایتخت , گروهی از معلمان در همدان , رشت , مشهد و نیشابور هم اعتصاب کرده اند و از رفتن به کلاس های درس خودداری نموده اند .

به اینکه چند سال است معلمان به دنبال مسایل صنفی خود هستند ولی این دفعه بی حرمتی به جایگاه این قشر به خطر توزیع سبد غذایی است که مواد آن از قبیل برنج و مرغ و ... از کیفیت فوق العاده بدی برخوردار بوده و غیر قابل استفاده است و همین موضوع به اضافه برآورده نشدن وعده های قبلی و عدم اجرای نظام پرداخت هماهنگ و از طرفی سرکوب اعتراض معلمان در اسفند ماه و دستگیری تعدادی از آنان در حالیکه فرشیدی "وزیر آموزش و پرورش" دائما خود را به بی خبری می زند, سبب شد این بار معلمان در شهر های دیگر و البته بدون هماهنگی و مدیریت صحیح دست به اعتراض بزنند . هر چند سعی می شود در مدارسی که معلمین اعتصاب نموده اند با بردن دانش آموزان به اردو و سرگرم نمودن آنان , ماجرا را از چشم دانش آموزان دور نگاه دارند , احتمالا نوجوانان امروز که بسیار هشیار هستند به این موضوع پی خواهند برد که گاهی برای به دست آوردن حقوق پایمال شده , سکوت و انتظار و چشم پوشی جواب مناسبی نیست و باید از طریق نافرمانی مدنی خواسته خود را به گوش مسئولین رسانده و آنان را مجبور به تن دادن به خواسته های به حقه خود کرد .

نکته دیگر اینکه در جامعه ای که همه چیز به همه چیز مربوط است بی تفاوتی و نداشتن دغدغه در مورد نقاط ضعف و اشکال در یک قسمت , مستقیم یا غیر مستقیم منجر به متضرر شدن گرو ههای دیگر نیز می شود . برای مثال اگر مشکلات و اعتراضات معلمان را صرفا مالی فرض کنیم گاهی ممکن است عدم تامین مالی یک معلم سبب تلاش وی به سمت اجبار دانش آموزان برای تدریس خارج از کلاس به صورت خصوصی شود و این باریست بر دوش والدینی که احتمالا آنان نیز مانند معلمان زیر خط فقر هستند ولی به ناچار و برای پیشرفت فرزند خود مبالغی را به این صورت هزینه نمایند و باز این والدین برای تامین این هزینه تلاشی نابجا و یا احتمالا غیر قانونی از قبیل دریافت رشوه و زیر میزی و غیره  خواهند داشت و اینگونه است که وقتی به جای جای این " بوم و بر "نگاه میکنی تخلف , فساد , عدم تعهد والبته بی تفاوتی نسبت به دیگرا ن موج می زند .

شاید بد نباشد به مناسبنت بزرگداشت شاعر بزرگ ایرانی سعدی , یک بار دیگر با خود بیندیشیم این ابیات معروف :

" بنی آدم اعضای یک دیگرند                  که در آفرینش ز یک گوهرند  "

" چو عضوی به درد آورد روزگار           دگر عضوها را نماند قرار "

" تو کز محنت دیگران بی غمی                نشاید که نامت نهند آدمی "

چه جایگاهی در زندگی ما ایرانیان دارد ؟؟؟

 

مطالب مرتبط: مرضیه(بدون سانسور)،مصطفی(خروس قندی)، مریم(باران)،محمود(سیب)،زهرا(اندیشه کن)،مجید(اتاق روشن)،راعی فرد(مهر ایران)

  نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 3:27  توسط  آشنا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM