تبليغاتX
اسرار نهان
 
 

مشغول خواندن پست جدید اشکبوس بودم که یادم افتاد چند روز قبل مطلبی در مورد سقط جنین و آموزش پیشگیری از بارداری نوشتم که برای چاپ در نشریه استفاده نشد .تصمیم گرفتم بگذارمش اینجا.

دکتر شهاب الدین صدر رئیس نظام پزشکی کشور در اولین کنگره سراسری انجمن متخصصین زنان،مامایی و نازایی ایران، در مشهد با اشاره به اینکه سالانه 80 هزار زن بر اثر سقط جنین غیر قانونی در دنیا جان خود را از دست می دهند،گفت:با اصلاح قانون سقط جنین در ایران از 1100مورد سقط مجاز در سال 83 به 2540سقط مجاز در سال 84 رسیدیم.

با توجه به آمار ارائه شده توسط رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور و اینکه متاسفانه آمار دقیقی از مرگ و میر زنان و دختران بر اثر سقط جنین غیر قانونی در ایران در دست نیست،به نظر می رسد،با وجود اصلاح قانون سقط جنین، هنوز مشکلات زیادی در این زمینه باقی است.

احکام اسلامی بر ممنوعیت سقط جنین جز در موارد خاص اشاره دارد و باید سعی کرد در این خصوص از راههای دیگر،جلوی بارداریهای نا خواسته گرفته شود ولی متاسفانه آموزش در این مورد با توجه به فرهنگ ما دشوار است و صحبت کردن در خصوص روش های پیشگیری از بارداری به چیزی شبیه تابو تبدیل شده است تا جایی که مربی بهداشت برای صحبت کردن با دانش آموزان دبیرستانی در مورد روش های پیشگیری از بارداری دچار محدودیت است و از طرفی اگر سری به مراکز سقط جنین غیر قانونی بزنید مشاهده می کنید که متاسفانه بعضی از این زنان سن بسیار کمی دارندو یا حتی نوجوان هستند و اطلاعات زیادی در مورد روش های پیشگیری ندارند.

به یاد دختر نو جوانی افتادم که برای خرید قرص پیشگیری از بارداری به داروخانه مراجعه کرده بود ولی نمی دانست که این قرص را خودش باید بخورد یا شریک جنسی اش، یا اینکه مصرف یک عدد قرص کافی است و یا باید هر روز مصرف شود.با خود اندیشیدم،تازه او اینقدر آگاهی داشته که می داند برای پیشگیری از بارداری میتواند از قرص استفاده کند.در این راستا به نظر می رسد گنجاندن درس تنظیم خانواده و جمعیت شناسی که معمولا جزء آخرین واحد های دانشجویان در دوران تحصیلات دانشگاهی می باشد،کافی نیست و نیاز است کمی دست از نگاه متعصبانه خود بر داشته و فکری به حال عدم آگاهی کافی مردم به خصوص جوانان و البته زنان و دختران در این باره بنماییم.

به یاد دارم چندی پیش یکی از همکاران درصدد نوشتن گزارشی از وضعیت سقط جنین در مشهد بر آمد و به همین جهت با چند تن از متخصصین مجرب زنان در مشهد گفت و گو کردکه همه این پزشکان رضایت خود را از قوانین سقط جنین در ایران ابراز نمودند و نگرانی از امار بالای سقط جنین غیر قانونی در ایران را بی دلیل میدانستند!اما امروزبه نظر میرسد  زمان آن است تا در مورد این معضل واقع بینانه تر نگاه وعمل شود.

  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 23:37  توسط  آشنا  | 

۱-امروز صبح قریبه تلفن زد و گفت یه نوزاد Go to fullsize image کوچولو را آوردند بیمارستان که همین امروز به دنیا آمده، البته قبل از اینکه بشویند ش و بند نافش را قطع کنند، گذاشته بودنش توی یه گونی و اطراف شهر، قاطی آشغالها رهایش کرده بودند.وقتی رسیده بود بیمارستان دست و پاهای کوچولوش یخ کرده بود.

نمیخواهم با گفتن این ماجرا برم سراغ این قضیه که چه پدر و مادرهای بی مسئولیتی پیدا میشن و ...چون هیچی در مورد اونها نمیدونم و گفتنش هم دیگه تکرار مکرراته.

قریبه ازم پرسید بیارمش خونه؟با اینکه جنسیتش با آنچه همیشه درذهنم از بچه ای که پرورش خواهم داد ،متفاوت بود ،سریع گفتم آره بیارش.بعد فکر کردم من که الان  توانایی مالی سرپرستی از یه بچه را ندارم پس باید صبر کنم .قریبه با بدجنسی خندید و گفت آخه مگه بچه را به تو میدن؟از لحاظ قانونی اون باید تحت سرپرستی یک خانواده باشه نه یکی مثل تو.لجم در اومد و گفتم ولی بالاخره من یه روزی این کار را میکنم( آخه این یکی از هدف های زندگیمه)

2-با چند تا از بچه ها بحث بود که: امام زمان کیه؟مهدی؟مسیح؟یا؟؟؟یا اینکه درون خود ماست؟همان طور که میگن بهشت(با حوری ها و پری هاش) و جهنم(با آتیشش) از پیش ساخته نشده و ما خودمان باید آنها را بسازیم یعنی با شیوه زندگیمون  یا در آتش زندگی بسوزیم یا در امنیت و آسایش بهشت باشیم.اگه اینجوریه پس باید توی این تاریکی هر چی می تونیم شمع روشن کنیم نه اینکه شمع های باقی مانده را هم خاموش کنیم تا زمینه فرج نزدیک بشه.به قول یکی از دوستان جایی نشنیدم که امام زمان بچه ای به نام صالح داشته باشه ولی بهش میگن" اباصالح "یعنی پدر معنوی صالحان و مصلحان یعنی اونایی که دنبال صلح و عمل صالحند پس شاید خیلی از اونایی که اعتقادی به امام زمان و ... هم ندارند پسر های معنوی این پدر باشند و خیلی از اونهایی که اسم امام زمان از دهنشون نمی افته و مثلا منتظرند هیچ نسبتی با این پدر معنوی نداشته باشند، پس بهتره که خودمون را گول نزنیم.

  نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 19:31  توسط  آشنا  | 

 

امروز فکر می کردم خودم و بلاگر های اطرافم چقدر بی انگیزه یا بی حوصله شدیم چون وبلاگهامون مثل میت بر روی زمین مانده اند و مدتهاست به روز نشدند!

دوتاشون مشغول کارهای جشن عروسیشون هستند،اون یکی سعی می کنه برای ارشد بخونه تا زمان بگذره،اون یکی دیگه باید زودتر فارغ التحصیل بشه تا بتونه دامادشه،یکی دیگه هم بهره زیادی از اینترنت نبرده،بقیمون هم یا سوژه ای نداشتیم یا حوصله نوشتنش را نداشتیم!!! ای بابا عجب اوضاعیه.

اما من در یک اقدام انتحاری ! سعی کردم خودم را از این جماعت جدا کنم و به روز بشم.خوب حالا چی بگم؟

 

گفتنی ها کم نیست              

من و تو کم گفتیم

مثل هذیان دم مرگ ٬از آغاز

چنین درهم و برهم گفتیم

دیدنی ها کم نیست

من و تو کم دیدیم

بی سبب از پاییز

جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم

خواندنی ها کم نیست

من و تو کم خواندیم

من و تو ساده ترین شکل سرودن را

در معبر باد

با دهانی بسته واماندیم

...

من و تو کم خواندیم

من و تو کم دیدیم

من و تو کم گفتیم

وقت بیداری فریاد٬چه سنگین خفتیم

...

من و تو حق داریم

که به اندازه ی ما هم شده٬ با هم باشیم

گفتنی ها کم نیست...

                                                           (شهیار قنبری)

 

 

 

پ.ن.این طنز ابراهیم نبوی را هم بخونید آمارهای عجیبی داده است!

 

 

  نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 20:18  توسط  آشنا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM