تبليغاتX
اسرار نهان
 
 
امروز ۱۷ مرداد روز خبرنگاره .به همه خبرنگاران زحمت کش تبریک می گم.بد ندیدم یک یادی هم از خبرنگاران پرواز سی ۱۳۰که هنوز مشخص نیست به کدامین گناه در آذر ماه کشته شدند ،بکنم.احتمالا با خودتون می گید عجب آدم مرده پرست و افسرده ای است همش به یاد مرده هاست و از اونها می نویسه ،ولی فکر می کنم یکی از مشکلات مهم ما اینه که همه چیز برامون عادی شده و خیلی سریع فجایع را فراموش می کنیم و منتظر بعدیش می مونیم و این روحیه ما بعضی ها را خیلی داره پر رو می کنه.باید سعی کنیم دوایی برای این درد فراموشی پیدا کنیم و حتی اگه شده کنجد و کندر بخوریم تا حافظمون تقویت بشه.
  نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 9:28  توسط  آشنا  | 
اکبر محمدی در زندان اوین درگذشت.در بی خبری و بی تفاوتی همه.اخه مثل اکبر گنجی هم اخبارش در صدر نبود که کسی از مردنش بترسه و به هر قیمتی جلو مرگش را بگیره.در همین مورد ایران امروز  و bbc را بخوانید 

قطعنامه شورای امنیت علیه ایران تصویب شد خبر bbc

  نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 20:30  توسط  آشنا  | 
 درجلسه گردهمایی اعضای دختر انجمن اسلامی دانش آموزان خراسان ،حجة السلام حاج علی اکبری رئیس بسیار جوان سازمان ملی جوانان و نماینده رهبری در اتحادیه انجمن اسلامی دانش آموزان ، به مدت یک ساعت در مورد حلول ماه رجب و طلب توفیق از خداوند و راه های بدست آوردن توفیق صحبت کرد و دانش آموزان را نصیحت کرد و البته مهمترین نکته این سخنرانی این بود که در روایات  حیا و عفت  برای دختران نه برابر پسران تاکید شده است و یا اینکه اوقات فراغت خود را با قرائت قرآن ،صله رحم،تهیه کاردستی و کار درخانه و مطالعه بگذرانید.خلاصه هرچه گوش کردم و منتظر شدم صحبتی راجع به کار گروهی که به خاطرآن، دانش آموزان در قالب انجمن های اسلامی متشکل شده اند ،نشد و با این سوال که اهداف این تشکل چیه؟ بعد از آن جلسه رفتم سراغ اساسنامه این اتحادیه(اساسنامه را بخوانید) ولی اون جا به سوال دیگه ای برخوردم که اساسا فرق بین بسیج دانش آموزی با انجمن اسلامی و معاونت پرورشی چیست؟وچرا این همه تشکل موازی با اهداف مشابه وجود داره؟البته خودم به این نتیجه رسیدم که وقتی حکومت اینقدر یکدست و یکصدا نبود مدارس و آموزش و وپرورش تقریبا یک دست و یکصدا بود و فقط یک تشکل وجود داشت که اون هم بسیج بود حالا که وضع جامعه اینطوریه لازمه که چند تا تشکل وجود داشته باشه که همشون یک دست باشند مثل حکومت!!!

یه سوال دیگه هم برام پیش آمد،به نظر شما امام جماعت مدارس نمی تونن در مورد فضایل ماه رجب و طلب توفیق از خدا برای دانش آموزان صحبت کنند و حتما باید رئیس سازمان ملی جوانان کشور بیاید مشهد و اینها را به بچه ها بگه؟آخه نه اینکه هر کسی توی جامعه ما کار محول به خودش را انجام میده یک کم تعجب کردم.

  نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 15:48  توسط  آشنا  | 

دوم مرداد سالروز فوت مامانم و فرزین(یکی از دوست های عزیزم)بود.دو سال قبل در حالیکه داشتم سالروز فوت مامان را میگذروندم خبر رسید که فرزین هم مرد .     نمی تونستم تصور کنم یه روز خاص می تونه این همه غم را توی خودش جا بده ولی بعد زلزله بم را که دیدم متوجه شدم که کجاشو دیدی! میشه در یک لحظه همه خانواده و دوستانت و ... را از دست بدی و باز هم ادامه بدی.به قول مرضیه دلبستگی خوبه اما وابستگی نه و رمان سیاسی جورج اورل(۱۹۸۴)به خوبی میگه که ترس ها و ضعفها چطور شکستت میده ولی گاهی اوقات خیلی زود ٬دیر میشه.وقتی چشمم به کتابی که اشتراکی من و محبوبه برای تولد فرزین خریدیم و به خاطر امروز و فردا کردن ٬هیچ وقت به دستش نرسید ٬ می افته٬دلم می سوزه.چند روزه که شنیدم عزیزی به قول خودش بانگ جرسی  می شنود ٬ولی بازم نمیدونم باید چکار کنم که دیر نشه و دلم کمتر بسوزه.

راستی جمعه صبح قراره بچه ها جمع شن سر مزار فرزین .کاش همه بچه ها بیان دلم برای خیلی ها تنگ شده.(خوابیدی بدون لالایی و قصه٬بگیر آسوده بخواب بی درد وغصه٬دیگه کابوس زمستون نمی بینی ٬توی خواب گلهای حسرت نمیچینی٬دیگه خورشید چهره ات را نمی سوزونه٬جای سیلی های باد روش نمیمونه٬دیگه بیدار نمیشی با نگرونی که با تردید که بری یا که بمونی٬رفتی و آدمک ها را جا گذاشتی ٬قانون جنگل را زیر پا گذاشتی٬اینجا قهرند سینه ها با مهربونی٬تو  توی جنگل نمیتونستی بمنونی٬...)

بگذریم!

دیروز به خاطر اتفاقات پیش بینی نشده که پیش اومد تا نزدیک های غروب نتونستم برم سر مزار مامانم و وقتی رسیدم چند دقیقه به اذان شب بیشتر نمانده بود و با درب بسته قبرستان مواجه شدم.البته من چون میدونم مامانم از شب سر مزار کسی رفتن٬ خوشش نمی آمد٬سعی می کنم این کار را نکنم ولی برام سوال پیش اومد که چرا مثلا درب حرم امام رضا را بعد از غروب نمی بندندویا مزار حافظ ٬سعدی ٬ خیام و   کمال الملک  را بعد از غروب آفتاب ممنوع الورود نمی کنند؟بین مرده ها هم عدالت بر قرار نیست چه برسه به زنده ها.یکی به این آقای  رئیس جمهور  بگه برای عدالت این قدر زحمت نکشه می ترسم اذیت بشه!!!

پ.ن:ببخشید که پست مرگباری بود و احتمالا ناراحت شدید٬آرزو می کنم همیشه شاد باشید

  نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 7:18  توسط  آشنا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM