چیزی که دیشب اتفاقی به ذهنم رسید این بود که در سال های گذشته هر وقت اتفاقی (یا بهتر بگم خراب کاری)در ایران در حال رخ دادن بود برنامه ای تدارک می دیدند و سر مردم را به آن گرم می کردند تا آن اتفاق به حاشیه رانده شود .به نظر می رسه این حرکت تازگی ها به سطح روابط بین المللی هم رسیده و در آستانه ارجاع مجدد پرونده ایران به شورای امنیت حواس همه به درگیری های حزب الله لبنان و اسرائیل پرت شود.

وقتی به قیافه زنی که بعد از سه سال از اروپا آمده ایران تا مادر و پدر پیرش را ببینه ولی قوانین جمهوری!اسلامی آنچنان به استیصال رسوندتش که می خواد نیومده حتی شده قاچاقی برگرده٬ نگاه می کنم ٬درد زن بودن در ایران٬دوباره میآد سراغم.
این خانم از اقوام نزدیک ماست با تمام انتقاد هایی که بهش دارم ولی خیلی دوستش دارم.شوهرش جزء معدود آقایانی است که میشه به سرش قسم خورد!(یه مرد با شعور٬فهمیده ٬اهل فکر و...)شش سال قبل برای آینده بهتر بچه هاشون رفتند انگلیس.این خانم علیرغم مخالفت شدید با رفتن٬ به خاطر زندگیش و بچه هاش حاضر شد بره .اما حالا دچار یکسری اختلافات شدند که من دقیق نمی دونم چیه اما حدس می زنم شاید این آقا از زرنگ بازی های خانم و خانواده اش خسته شده و طغیان کرده .برای همین از یکسری اتفاقاتی که افتاده مثلا اینکه پاسپورت خانم اعتبار کوتاهی داره و برگه تمدید ویزا هم احتمالاتصادفی!گم شده٬ استفاده کرده و حالا که خانم میخواد پاسپورتش را تمدید کنه٬ برای ماندن در ایران و یابر گشتن پیش شوهر و بچه هایش در انگلیس نیاز به رضایت نامه شوهر دارد و این آقای احتمالاتحت ظلم ٬برای احقاق حقوق خودش از قوانین ایران بر علیه زنان استفاده کرده تا به حق خودش برسه و گفته فلان مبلغ را به حسابم بریزید تا کارها را درست کنم که خانم برگرده سر خونه و زندگیش!
می بینید حتی روشنفکرها هم جای جاش که برسه از همین قوانین مسخره به خوبی استفاده می کنن .به نظر من این آقا می تونست به جای این که بشینه تا مثلا سرش کلاه بره حواسش را جمع کنه نه اینکه بر خلاف همه حرفهایی که در مورد حقوق و وضعیت زنان در ایران می زد برای پیشبرد اهدافش از قوانین بیمار ایران استفاده کنه .
اینجاست که به مریم میگم حالم از بعضی روشنفکرها بیشتر از همه به هم می خوره یا برای یک آدم لیبرال محترم یه کامنتی میزارم که با خاک یکسان میشه.وقتی میبینم در اروپا به خاطر قوانین حمایتی موجود و البته فرهنگ غالب ٬زنی عریان کنار ساحل دریا دراز می کشه و آفتاب میگیره و کسی جرات نمی کنه بدون اجازه بهش نزدیک بشه ولی من ٬توی تاکسی از یه پسر ۱۶-۱۷ ساله هم در امان نیستم و تا محکم با کیفم روی دستش نکوبم ٬دست و پاش را جمع نمیکنه ٬مطمئن میشم که قدرت قوانین و فرهنگ غربیها از خدا ترسی و احکام اسلامی فعلی ما بیشتره.
یکشنبه روز زن است کاش جای خریدن طلا و وسایل خونه یا...به عنوان هدیه برای همسر و مادر و...چند دقیقه فکر کنیم که چطور میشه نجات پیدا کرد و تبدیل به بشرهایی شد که حقوقشون پایمال نشه؟
۲-فیش حقوقی خواهرم را نگاه می کردم دیدم یه قسمتی تحت عنوان سهمیه بسیجی (چیزی با این مضمون)وجود داره که اگر جزء بسیج محل کار خودت باشی در صدی از حقوق برات در فیش حقوقی واریز میشه!!!خوب یعنی بسیجی باش و حقوق بیشتر بگیر٬اون هم به طور کاملا رسمی.یکی از دوستام می گفت اگر در مشاغل دولتی چادر بپوشی روی حقوقت موثره اون موقع اصلا باورم نشد ولی حالا که با چشم های خودم دیدم گزینه ای در فیش حقوقی برای بسیجی بودن هست ماجرای چادر پوشدن هم برام جا افتاد!!!و یک مسئله جالب تر اینکه وقتی تعداد زیادی برای دریافت حقوق بیشتر نام بسیجی را یدک می کشن نا خودآگاه آمار میلیونی بسیجیان ایران عجیب به نظر نمی رسه و وقتی این آمار به طور مکرر تکرار میشه رقم آشنایی برامون میشه و توی انتخابات خیلی راحت خودمان رای این جمعیت را به حساب فلان کاندیدا می ریزیم در صورتیکه خیلی از این جمعیت موقع حقوق گرفتن بسیجیند نه موقع رای دادن ولی همین که افکار عمومی این ارقام را قبول کنند اهداف یکسری افراد تامین میشه و شایدنیازی به رای واقعی اونها نباشه !
۳-دیروز حدود ساعت ۱۲ ظهر یک دختر خانوم جوون مسافت بین احمد آباد تا ملک آباد را (البته تا آنجایی که من تعقیبش! کردم)با دوچرخه طی کرد .احتمالا کلی بهش خوش گذشته٬ پس کوفتش بشه!(این یعنی اینکه کاش من هم می تونستم٬نه اینکه واقعا کوفتش بشه!)آخه دو چرخه سواری یکی از لذت بخش ترین تفریحات کودکی من بود و هنوزم خیلی دوست دارم .یه روز تابستون پارسال توی پارک سوار دوچرخه علی شدم ولی نتونستم تعادلم را حفظ کنم ٬نیم وجبی کلی بهم خندید و بعد هم رفت برای مامانش و بقیه تعریف کرد و ذوقم رو کور کرد.
۴-به خاکسپاری!!! شهدای مفقودالجسددر بهشت رضا
۵-برگزاری مراسم وداع با فاطمیه پس از دهه فاطمیه!
قسمت عمده صحبت هایش که به صورت نوشته ارائه شد در مورد جایگاه انسان بود طاهر احمد زاده گفت"دو کلمه یشاء و یرید به معنی خواستن و اراده در قران ٬هم برای خدا و هم برای انسان به کار رفته است ولی ضد انسانهایی در جهان که بعضا ضد خدا هم هستند ٬سعی دارند کرامت انسان راکه در منشور حقوق بشر نیز بر آن تاکید شده است٬از درون خالی از محتوی کنند."
در ادامه به آیاتی از قران در مورد جایگاه انسان اشاره نمود که کاملا متروک مانده است . این آیات عبارتند از :آیه ۴۵ سوره ۵۰ ٬آیه ۱۰۷ سوره ۶ ٬آیه ۶ سوره ۴۲ ٬آیه ۴۱ سوره ۳۹و آیه ۹۹ سوره ۱۰
احمد زاده با بر حذر داشتن نسل جوان از یاس و ناامیدی گفت"ما این دوران را آزمایش کرده ایم .در دهه ۴۰از خاکستر یاس ٬ آلودگی وفساد جوانان که رژیم کودتا در آن دست داشت٬آتشی سر کشید که نسل دهه چهل تبدیل به بهترین نسل تاریخ ایران شدو من مطمئنم انسان به جایگاه انسانی خود باز خواهد گشت."
در این جلسه طاهر احمد زاده خاطراتی از دکتر علی شریعتی و گفتگوهای آندو در زندان را نقل کرد که مورد توجه حضار قرار گرفت.
1 - از اونجایی که ترک عادت موجب مرضه تقویم را نگاه کردم و دیدم اول تیر روز تبلیغ و اطلاع رسانی دینی است(آخه توی کار خبر قبل از مشخص کردن فعالیت های روز های آینده تقویم را ورق می زدیم و سوژه ها را به روز می کردیم)یاد حرف های روحانی افتادم که در یک برنامه تلویزیونی سعی می کرد از مردم برای امام علی گریه بگیره! میگفت" وقتی امام علی شهید شد حسن و حسین بزرگ بودند و ازدواج کرده بودند و حضرت فاطمه هم سالها قبل فوت کرده بود .البته جایی از تاریخ این موضوع ذکر نشده اما من خیال می کنم بیشتر از همه ام البنین که چهار تا بچه صغیر از امام علی داشت ناراحت و عزادار بود .این زن اهل شعر هم بود و من خیال می کنم حتما در فراق علی شعر هم گفته بوده "( این هم نوآوری برای تبلیغ دین از راه تخیلات و بر انگیختن احساسات)
واقعا این روز ها از دین چه تبلیغی جز مواردی که اهداف و علایق مسئولین راتامین کنه صورت می گیره .یاد صحبت های علی طهماسبی افتادم که می گفت"در تورات خدا متعین و متشخص است درست مثل یک انسان ولی خدای قران نامتعین است.خدای متعین و متشخص قابل کوچک شدن است که می توان آن را در جیب گذاشت و خرج کرد اما نمی توان متولی خدای نا متعین بود.در قران کلمه بیت الله الحرام نداریم بلکه بیت الحرام داریم ولی وقتی خدا متعین می شود آن وقت خدای انسان شده باید خانه هم داشته باشد..."
2 – امروز آزمون کارشناسی ارشد وزارت بهداشت و درمان بود .بماند که چقدر خونده بودم و چقدر موفق بودم!!!ولی یه دفعه به سوال آخر آزمون که زبان انگلیسی بود رسیدم کلی مشعوف شدم مثلا باید زبان تخصصی پزشکی سوال بشه ولی این سوال را بخونید
By applying Iranian talent and advanced nuclear technology we can …….improve and move beyond a petroleum-based economy.
a-devastatingly b-dramatically
c-improperly d-superficiall
وسوسه شده بودم گزینه a یاc را بزنم ولی دیدم نمره منفی داره نمی صرفه!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|